تبليغاتX
تنفس صبح
دوشنبه 1385/06/27

 

               این عکس های یک کلیسا است و خرج ساخت این کلیسا 40000 اسکلت انسان بوده که این اسکلت ها برای دفن مرده های جدید به علت کمبود جا از گورستان بیرون کشیده شده اند.....

 (اطلاعات بیشترم در این مورد رو یه جورایی گم کردم به محض پیدا کردنش براتون می ذارم)

 

 

 

   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:42 قبل از ظهر  توسط پگاه  | 

سه شنبه 1385/06/21
این وصیت نامه را یک گروه برام فرستاده و از اونجایی که دوره ی هخامنش افتخار ماست گفتم خوبه که شما هم بخونیدش.........

وصيت نامه داريوش
تقديم به تو كه يك ايراني هستي:

وصيت نامه داريوش

اينك كه من از دنيا مي روم، 25 كشور جزو امپراتوري ايران است و در تمام آن كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان در آن كشورها نيز داراي احترام مي باشند.
جانشين من خشايار بايد مثل من در حفظ اين كشورها بكوشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آنها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد. اكنون كه من از اين جهان مي روم تو دوازده كرور در يك زر در خزانه سلطنتي داري و اين زر، يكي از اركان قدرت تو مي باشد زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. پيوسته به خاطر داشته باش كه تو بايد به اين ذخيره بيفزايي نه اينكه از آن بكاهي. من نمي گويم كه در مواقع ضروري از اين ذخيره برداشت نكن زيرا قاعده اين زر در خزانه، آن است كه هنگام ضروري از آن برداشت كنند اما در اولين فرصت، آنچه برداشتي به خزانه برگردان.
مادرت آتوسا ( دختر كورش ) بر من حق دارد و پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن.
ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم. من روش ساختن اين انبارها را كه با سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه است در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تهبه مي شوند، حشرات در آن به وجود نمي آيند و غله در اين انبارها چند سال مي ماند، بدون اينكه فاسد شود، و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اينكه همواره آذوقه دو يا سه سال كشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اينكه غله جديد به دست آمد، از غله موجود در انبارها براي تأمين كسر خوار و بار استفاده كن، و غله جديد را بعد از اينكه بو جاري شد به انبار منتقل بنما و به اين ترتيب تو هرگز براي آذوقه اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سالي پياپي، خشكسالي شود.
هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي مهم مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن كافي است چون اگر دوستان و نديمان خود را به كارهاي مهم مملكتي بگماري و آنها به مردم ظلم كنند و استفاده نامشروع نمايند، نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني چون با تو دوست هستند و تو ناچاري كه رعايت دوستي را بنمايي.
كانالي كه من مي خواستم بين شط نيل و درياي سرخ به وجود بياورم هنوز به اتمام نرسيده و تمام كردن اين كانال ( كانال سوئز ) از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد و تو بايد آن را به اتمام برساني و عوارش عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آنقدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند از آن عبور نكنند.
اكنون من قشوني به طرف مصر فرستادم تا اينكه در اين قلمرو ايران، نظم ايران، نظم و امنيت را برقرار كند، ولي فرصت نكردم كه قشوني به يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني و با يك ارتش نيرومند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه نمايد. توصيه من به تو اين است كه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوي آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم، دروغگو و متملق را از خود دور نما.
هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط نكن و براي اينكه عمال ديوان به مردم مسلط نشوند براي ماليات، قانوني وضع كردم كه تماس عمال ديوان را با مردم خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ كني، عمال حكومت با مردم، زياد تماس نخواهند داشت.
افسران و سربازان ارتش را راضي نگه دار و با آنها بد رفتاري نكن. اگر با آنها بد رفتاري كني، آنها نخواهند توانست معامله متقابل كنند اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد، ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آنها اين طور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا ايتكه وسيله شكست خوردن تو را فراهم نمايند.
امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر قدر كه فهم و عقل آنها زيادتر شود، تو با اطمينان بيشتر مي تواني سلطنت كني.
بعد از اينكه من زندگي را بدرود گفتم، بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه خودم فراهم كردم بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار، اما قبرم را كه موجود است مسدود نكن تا هر زمان كه مي تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي مرا در آنجا ببيني و بفهمي، من كه پدر و پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي كردم، مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد زيرا سرنوشت آدمي اين است كه بميرد، خواه پادشاه بيست و پنج كشور باشد يا يك خاركن و هيچ در اين جهان باقي نمي ماند و اگر تو هر زمان كه فرصت به دست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت مرا ببيني، غرور خودخواهي بر تو غلبه نخواهد كرد. اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي، بگو كه قبر مرا مسدود نمايند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اينكه بتواند تابوت حاوي جسد تو را ببيند.
زنهار، زنهار، هرگز مدعي و هم قاضي نشو و اگر از كسي ادعا داري موافقت كن يك قاضي بي طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار بدهد و رأي صادر نمايد، زيرا كسي كه مدعي است اگر قاضي هم باشد ظلم خواهد كرد.
هرگز از آباد كردن دست برندار، زيرا اگر دست از آباد كردن برداري، كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت زيرا قاعده اين است، وقتي كشور آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود و در آباد كردن، حفر قنات و احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول قرار ده.
عفو و سخاوت را فراموش نكن و بدان كه بعد از عدالت، برجسته ترين صفت پادشاهان، عفو است و سخاوت، ولي عفو فقط موقعي بايد به كار بيفتد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطا كرده باشي و تو خطا را عفو كني ظلم كرده اي زيرا حق ديگر را پايمال نموده اي.
بيش از اين چيزي نمي گويم و اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو در اينجا حاضر هستند مستند كردم تا اينكه بدانند قبل از مرگ، من اين توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي كنم كه مرگم نزديك شده است.                   
                                                    
                                                                                   

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:25 بعد از ظهر  توسط پگاه  | 

دوشنبه 1385/06/20

 

 

تو این چند روزه یه مسئله در ذهن من اصلاح شد نه این که کسی اصلاحش کنه. فکر کنم مغزم کمی تکاملید!

من همیشه فکر می کردم این که می گند مثلا انیشتین از 0.2٪ مغزش استفاده کرده یعنی بیش از اینها می تونسته استفاده کنه و نکرده و با خودم می گفتم کی می تونه از 100٪ یا مثلا 50٪مغزش استفاده کنه و چه جوری؟!ولی حالا فهمیدم این حرف اشاره به تواناییهای بالای مغز داره و در حقیقت این درصد نسبتی ازهمه ی پتانسیل های مغزه. یعنی پتانسیل همه ی کارهای بزرگی که انجام میشه و تو مغز همه هست. و این پتانسیل با توجه به شرایط و علایق و تواناییهای جسمی وپشتکار و هزار و یک عامل دیگه -به بیان فیزیکی- به انرژی جنبشی تبدیل میشند.  درست مثل صفات موروثی که میلیون ها ژن به ما منتقل میشه ولی فقط درصدیش فعال می شه واصولا نمیشه هم که همه ی ژن ها فعال شه.در مورد مغز هم من حالا فکر می کنم اصلا عمر انسان اجازه نمیده بیش از اینها ازش کار بکشیم.انگار کالبد هر کس برای مغز زیادی کوچیکه وباید کالبد ها جوابگوی مغز باشند. و اینگونه است که می بینیم هر یک از ما بعد از سال ها زحمت توی یک شاخه ی خیلی کوچک از علم تخصص پیدا می کنیم.شاید خطای ما در کشف علوم با کمک مغز و حواس پنج گانه وعدم خطامون در ریاضیات (به شرط درستی داده ها )که فقط ناشی از مغزه واینکه مغز نتایجی رو میده که برامون قابل درک نیست مثل قوانین نسبیت ناشی از همین باشه که جسممون نمی تونه مغز رو ساپورت کنه ودر حقیقت برای تایید اون کوچیکه.و من فکر می کنم ما همه ی جسمها را در تمام دوران ها  به خدمت گرفته ایم شاید مغز را کفایت کند............

          

                                       عقل را از انسان بگیرید دیگر هیچ چیز بهاداری

                                              برای او نمی ماند.......(همیلتون)

 

 

 

پ.ن:خطر کنکور از سرم گذشت و من تهران موندگار شدم.

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:17 بعد از ظهر  توسط پگاه  | 

چهارشنبه 1385/06/15
این پستم در نظر من مثل یه یادداشته که وقتی از خونه می ریم بیرون به ائینه میچسبونیم!              من یه چند روزی دارم می رم مسافرت و در این چند روز اتفاق بسیار مهمی قراره بیفته که سرنوشت من و این وبلاگ بهش بنده.تو این چند روز نتایج دانشگاه ازاد و احتمالا سراسری میاد.و کسانی که ایرانند خوب می دونند که برای یه جوون ۱۸ ساله چقدر مهمه.اونجا هم نت دارم ولی نه به اون شدتی که اینجا داشتم !......ولی همون نت کم شدت اونجا رو هم  احتمالاخودم نادیده می گیرم.چون به عقیده ی من اینکه فامیل بدونند وبلاگ دارم باعث خود سانسوریم میشه که ازش متنفرم...            

                                                                                                               من   

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:45 قبل از ظهر  توسط پگاه  | 

یکشنبه 1385/06/12
 

غیر قابل فهم ترین چیز ان است که بگوییم جهان قابل فهم است             انیشتین

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 5:47 بعد از ظهر  توسط پگاه  | 

شنبه 1385/06/11

ما خیلی مردم جالبی هستیم نه؟همه ی ما یا قبلا کنکور دادیم یا می خوایم کنکور بدیم یا بعد ها تو کلمون جرقه می زنه که کنکور بدیم............. هممون میگیم نظام غلطه..........۹۹٪ ما به نظام اموزشی خرده می گیریم ومیگیم کنکور بدترین نوع سنجشه که تستیه که تو ۴ ساعت اطلاعات ۴ سالمون زیر سوال میره که .............ولی همین خود ما دیدمون به یک رتبه ی ۳۰۰۰۰ و۳۰۰۰و۳۰۰و۳۰والبته۳ ابدا یکسان نیست.صادق باشیم چرا همش حرف میزنیم و اعتراض می کنیم؟ولی در عمل زیر صفریم؟جرات نداریم مخالف عموم فکر کنیم؟دوست داریم تقصیراتو گردن بقیه بندازیم؟در اینگونه موارد هم که دیوار کوتاه تر از سازمان سنجش نیست!کوچولو ترین کاری که می تونیم بکنیم اینه که نمک رو زخم این کنکوری های بنده خدا نپاشیم چه اون هایی که کنکور دارند چه اونایی که کنکور داده اند.اخه به ما چه که طرف خوب داده یا نه؟ یا بهش نصیحت کنیم که یه سال بخون یه عمر راحتی !شاید یکی از رتبه ی 30 اش هم ناراضیه و حرفامون  داغش می کنه ....ما از کجا درستی حرف های عاقل اندر سفیهمون رو اثبات کرده ایم؟.............

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 7:6 بعد از ظهر  توسط پگاه  | 

چهارشنبه 1385/06/08
این ۴ امین باریه که دارم اپ میکنم.هر دفعه یه جوری پرید.ولی من که از رو نمی رم.این دفعه هم بپره بازم فورا می نویسم.داداشم میکه باید شر و ور بنویسم تا جذب شید!.......شما شر و ور می خواید؟...!دیروز وبگردی می کردم تا به وبلاگ عرفان رسیدم.نمی دونم چقدر از نسبیت انیشتین می دونید.من که از تو چند تا کتاب سعی کردم یه کوچولو سر در بیارم ولی سرم به سنگ خورد.جز یه مشت اصطلاح چیزی دستگیرم نشد.فکر کنم یه کم پیش زمینه فیزیک دانشگاهی میخواد.ولی عرفان با زبان ساده تری توضیح داده که قابل فهمه ....

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 12:51 بعد از ظهر  توسط پگاه  | 

سه شنبه 1385/06/07

شب رو دوست دارم چون سکوتش مجبورم می کنه فکر کنم.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 5:38 بعد از ظهر  توسط پگاه  | 

دوشنبه 1385/06/06
اول باید یه رفع ابهام بشه:قرار نیست من مدافع همه ی خانم ها باشم و همه ی کارهای درست و نا درستشون رو توجیه کنم یا دفاع کنم.خدا به همه عقل دادده .طرف صحبت من امثال خودمه که به زن شکل گرفته در افکار عمومی اعتراض دارند و می خواند ثابت کنند که خیلی از خانم ها غیر از اون قشریند که ما اکثرا می بینیمشون.زنان بسیار بزرگی هستند که غیر از مادران بزرگند.شاید ما به زنانمان بیش از همه در زمینه ی مادر بودن بها دادیم و اونا خودشون رو در این زمینه  نشون دادند.جسارت ها با هم فرق داره اما نباید مانعی بشه و کسی که جسارت لازم رو نداره استعداد هاش در پشت این عدم جسارت نابود بشه.منظورم اینه که کسانی مثل ماری کوری-شیرین عبادی یا پروین اعتصامی استعداد را تواما با جسارت داشتند که درخشیدند اما کسی مثل نیوتن جسارت نمود دادن گفته هاشو نداشت (همه می دونیم که یک منجم مشهور وادارش کرد افکارشو منتشر کنه)اما زن هم نبود که عدم جسارتش باعث بشه نادیدش بگیرند.زن ها در طول تاریخ خیلی عذاب کشیدند شاید به خاطر این بوده که اجازه دادند قانون جنگل برقرار بشه و قوی تر ها ضعیف تر ها رو سرکوب کنند.شایدم..........ولی چیزیکه مسلمه اینه که من نمی خوام در این قانون بی رحمانه ی جنگل حل بشم.نه میخوام نه می ذارم.اگه نمی تونم کسی رو تغییر بدم حداقل می تونم خودم مثل بقیه نباشم.......... 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:25 بعد از ظهر  توسط پگاه  | 

جمعه 1385/06/03
اسم فمینیست ها خیلی بد در رفته.برادر من که یه بلاگره میگه دختر های فمینیست دنبال شوهر می گردند!من که نوشته های یکیشونو خوندم واقعا خجالت کشیدم بگم منم فمینیستم!       ولی اخه انگار یه سریشون(یه سری زیادشون )می زنند تو خاکی.وقتی می خواهند دفاع کنند گیر میدند به مشکلات ازدواج و تبصره های یه تیکه کاغذ عقد.اخه مشکلمون که فقط ازدواج نیست.۹۰٪ مشکلات قبل و بعدشه.مثلا چرا دانشگاه ازاد رشته ی مکانیک یا عمران برای ما نداره؟چند درصد مکانیک خونده ها مون مکانیکی باز کردند که ما نمی تونیم؟.اگر هم اینطور باشه خودمون باید انتخاب کنیم.کی گفته اقایون باید برای ما تعیین کنند که با حجابی که اونا تعیین کرده اند بریم تو خیابون؟چرا اینقدر سکوت کردیم که حالا بگند این مشکله که دخترا دانشگاهها رو پر کردند؟چرا اینقدر خودمونو دست کم گرفتیم که حالا یه دختر فوق لیسانس و مهندس با یه دیپلمه ازدواج کنه چون پسر کمه؟چرا اینقدر سکوت کردیم که وقتی میگیم دختر مخ ریاضی بهمون بگن مغزش پسرونست؟چرا اجازه داده ایم توی یه شرکت کار یه مرد رو بکنیم و نصف حقوق اون مرد رو بگیریم؟چرا اینقدر به ظاهرمون توجه کردیم که خواننده هامون به ما لقب عروسک بدند؟یا پسر ها دنبال دختر خشگل باشند و نه مغز اون دختر؟چرا وقتی می‌خوایم بریم بیرون ۲ ساعت جلوی اینه ایم ؟ما داریم کجا می‌ریم؟!!!!!..........................    

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:4 بعد از ظهر  توسط پگاه  | 

پنجشنبه 1385/06/02
اینها فقط در حد یه ایده یا نتیجه توذهن منه اگه قبول ندارید دوست دارم فکرتونو در این باره بدونم:

۱.فرق هوش و استعداد:هوش فرکانس هایی است که تو از طبیعت میگیری و هر چقدر با هوش تر باشی مغزت فرکانسهای بیشتری رو معنی میکند.ولی استعداد فرکانس هایی است که تو به طبیعت میدی یعنی یه پتانسیل مختص توست.

۲.پدیده های یکسان الزاما نتیجه ی یکسان نمی دهند......

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:2 قبل از ظهر  توسط پگاه  |